تبليغاتX
سی صد و سیزده بهشتی - سبز رنگ ماست؛ رنگ بهار!
 

فكرش را بكن؛ حتا نمي‌توانم به مصداق هم بگويم كه زمستان رفته و روسياهي براي ذغال مانده است كه انگار اين‌بار براي اين قماش از ذغال‌هاي گرگرفته، زمستان تمام شدني نيست كه... نه! زمستان هميشه‌گي است؛ بر خلاف اين رنگ سبز كه يادآور بهار است و براي اينان اما يادآور لجن؛ اصلن انگار ناف اين تبار را با تناقض و دروغ بريده‌اند!

 

من اما اين‌بار اصلن دلم نمي‌خواهد كلمات را هي به بازي بگيرم و دور لفافه‌ي مصلحت بپيچم كه دلم صراحت مي‌خواهد و بس!

 

كجاست آن‌كه "ادب مرد به ز دولت اوست" را سرلوحه‌ي پوسترهاي نجس از انبان حمايت سرمايه‌ي دست به كاسه‌گان دشمنان انقلاب و اسلام، قرار داده بود؟! سرش در كدام مستراح پر شده از مابقي كثافات روكنندگان به اسلام آمريكايي، گرم است كه يادش رفته همين خودش بود كه داد مي‌زد؛ "ولايت‌مداري دولت نهم را هم ديديم" و مگر چه‌قدر سرش در اين كثافات مدني! فرو رفته كه چند روز نگذشته، گفتار پر از رياي خودش را هم به فراموشي سپرده و فرياد مولاي غريب‌‌مان را نمي‌شنود: "مردم را دعوت به آرامش و پذيرش آراء كنيد"

 

كجاست آن‌كه بي‌شرمانه به منتخب 24 ميليون مسلمان به راحتي دروغ‌گو را نسبت مي‌دهد و تو انگار كن كه خودش از كل تاريخ اسلام، تنها معاونت عمروعاص را هي مرور كرده است كه تنها از دين‌مداري پرهيز از دروغ و غيبت – آن‌هم از غارت‌گران بيت‌المال – را به مصلحت، فراگرفته است و خنده‌دارتر آن‌كه در هنگامه‌ي عمل، همين عمروعاص – لعنة‌الله عليه – بايد درس دين‌مداري اين‌چنيني را، از او آموزش ببينند!

 

اف بر دولت هنوز نيامده و دولت‌مرد – بخوانيد يار امام!!!! – و طرف‌دارن‌شان كه با‌ بد‌انديشي و  اصلن اين كفرانديشي‌اشان، با اين آشوب‌هاي خياباني اين‌شب و روزها، چهره‌ي مردمي و حضور پر شور انقلاب جوان سي‌ساله‌امان را در اذهان و رسانه‌هاي بيگانه و فرصت طلب خارجي به تيره‌گي كشاند و مختل كرد و به معيت با اينان مفتخر شد!

 

اف بر اين برنامه و دولت و دولت‌مرد و ملت‌ش كه هنوز نيامده؛ آن‌قدر كفرانديشي در آن موج مي‌زند كه به مقام عظماي ولايت هم وقعي نمي‌نهند؛ مگر به مصلحت و به دست آوردن كرسي كثيف قدرتي كه براي از دست‌دادنش چنين به فضاحت و ظلمت رهنمون شده‌اند!

 

اف بر .... نه! چه جاي لعن و نفرين و بدگويي به چنيناني كه تو خوب مي‌داني؛ بشر محكوم به تكرار است و لابد مقدر شده كه در سال 1430  هجري، درست برگرديم به چهارده قرن پيش كه مردي در اوج جهاد و تنهايي فرياد مي‌زد: "هل من ناصر ينصرني" و تاريخ اما پيروزي تا به ابد او را ثبت كرد و رسوايي مردان ظلم و تشنه‌ي قدرت را... و حالا در اين روزهاي عجيب، براي من و تو، تنها سهم اين فرياد، بر سينه زدن‌مان نيست كه به راستي چند بار از خودمان پرسيده‌ايم كه؛ اگر من و تو هم در سال 61 هجري پا به عرصه‌ي روزگار پر از آزمون و خطا گذاشته بوديم؛ در كدام سپاه شمشير مي‌زديم؟!

 

 

---

 

«... و تو اي جوان‌مرد! بگو كه از كدامين قبيله‌اي؟!»

 

 

 

*ملت ايران با انتخابي كه انجام داد نشان داد به ايستاده‌گي در مقابل زورگويان و زياده‌خواهان و پايداري براي احقاق حق افتخار مي‌كند.

نتيجه‌ي انتخابات اخير 10 ميليون رأي بيش‌تر در مقايسه با بالاترين رقم مشاركت مردم در انتخابات 30 ساله است. (مقام معظم رهبري – يك‌شنبه 24 خرداد 1388)

 

 

 

مباركا باشد اين انتخاب بزرگ و دشمن كور كن، بر همه‌ي پيروان برحق ولايت فقيه كه تنها شعار هم‌مسلكي با اين آقاي عزيز و دوست‌داشتني‌امان را نداند و در عمل و انتخاب‌شان هم، هم‌راي ايشان بودند و در اين امتحان بزرگ پيروز بيرون آمدند!

 

دلم به وسعت 24 ميليون انتخاب به حق؛ سبز سبز است!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط لیلا سادات باقری  |